و چند کنیز آوازه خوان و مطرب داشت که می خواندند و شراب می دادند و می خوردند و چون همسایه من بود همیشه صدای آن منکرات از خانه ی او به گوش ما می رسید و ما را ناراحت می کرد.
چندین بار به او گوش زد کردم که صدای آوازت مرا و خانواده ام را اذیت می کند...ولی متأسفانه نمی پذیرفت هر دفعه به او اصرار می نمودم تا یک روز گفت:من اسیر شیطان شده ام اما تو نیستی.اگر وضع مرا به صاحب خود آقا حضرت صادق علیه السلام بگویی شاید حضرت دعائی کرده و خداوند مرا از پیروی نفس نجات دهد.
ابو بصیر گفت: سخن آن مرد بر دلم نشست.صبر کردم تا خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم و داستان همسایه ام را به آن حضرت عرض کردم.ادامه مطلب را بخوانید.
براى اينكه بيشتر با اين عزيز كه پرده هاى غفلت و گناه ، ما را از ديدارش محروم ساخته آشنا شويد به اين حديث توجه كنيد: پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:
(( المهدى من ولدى اربعين سنة كان وجهه كوكب درى فى خده الايمن خال اسود عليه عبائتان قطوا نيتان ، كانه من رجال بنى اسرائيل يستخرج الكنوز و يفتح مدائن الشرك ؛))
مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف از فرزندان من داراى چهل سال است (يعنى هنگام خروج همچون مرد چهل ساله است ) صورتش همچون ستاره درخشان است ، در گونه راستش خال سياهى است و دو عباى قطوانى بر دوش دارد، قيافه اش همانند مردان بنى اسرائيل (زمان حضرت موسى عليه السلام ) است گنجها را استخراج كند، در كشورهاى شرك را فتح كرده و تحت رهبرى خود در مى آورد.))
از خصوصيات امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف اينكه آن حضرت از ناحيه پدر از نسل امام حسين است ، از ناحيه مادر از نسل امام حسن عليه السلام است ، از اين رو كه مادر امام باقر عليه السلام از فرزندان امام حسن عليه السلام است .
از ويژگيهاى او اينكه پس از ظهور، حضرت عيسى عليه السلام از آسمان آمده و پشت سر او نماز بجا مى آورد.
و ديگر اينكه در آخر عمر امام قائم (كه رجعت امامان به وجود مى آيد) پس از آنكه حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از دنيا رحلت كرد، امام حسين عليه السلام بدن او را غسل مى دهد.
و ديگر اينكه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف شبيه يوسف عليه السلام و عيسى عليه السلام و موسى عليه السلام و محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم است .
« و ما با موسی ، سی شب وعده گذاشتیم ؛ سپس آن را با ده شب(دیگر) تکمیل نمودیم ؛ به این ترتیب میعاد پروردگارش(با او)،چهل شب تمام شد» بخشی از آیه ی 142 از سوره مبارکه اعراف
پاسخ به یک سوال درباره ی مدت میعاد موسی علیه السلام :ممکن است این سوال به ذهن برسد که چرا وعده ی چهل شب یکجا بیان نشده و نخست می فرماید سی شب و سپس ده شب برای تکمیل وعده بر آن می افزاید.در پاسخ باید گفت:که گرچه در واقع بنا بر چهل شب بوده ، خداوند برای آزمودن بنی اسرائیل،نخست حضرت موسی علیه السلام را برای یک میعاد سی روزه دعوت کرد و سپس آن را تمدید کرد تا منافقان بنی اسرائیل از مومنان شناخته شوند.از امام محمد باقر علیه السلام نقل شده است :« هنگامی که موسی علیه السلام به وعده گاه الهی رفت، با قوم خویش قرار گذاشته بود که غیبت او سی روز بیشتر طول نکشد؛اما هنگامی که خداوند ده روز بر آن افزود،بنی اسرائیل گفتند : موسی تخلف کرده و به دنبال آن گوساله پرست شدند.»از روایات استفاده می شود که این چهل روز ، از آغاز ذی قعده شروع شده و به دهم ذی حجه(عید قربان) ختم گردیده است.همچین دلیل این که در آیه تعبیر « چهل شب» آمده است و نه چهل روز ، به ظاهر برای این است که مناجات و گفت و گوی موسی علیه السلام با پروردگار ، بیشتر در شب بوده است.
هنگامی که رسول خدا صل الله علیه و آله نصاری نجران را برای مباهله دعوت نمود آنان تا بامداد فردا از آن حضرت مهلت خواستند سپس نزد بزرگانشان بازگشتند.اسقف نجران گفت:فردا ببینید که اگر محمد( صل الله علیه و آله) با فرزندان و خویشانش آمده از مباهله ی با او بپرهیزید.اما اگر با اصحاب و یارانش بود با او مباهله کنید که او پیغمبر نیست .او اگر با افسران و سربازان خود به میدان مباهله بیاید شکوه مادی و قدرت ظاهریش را نمایان کرده و مشخص است که چنین فردی غیر صادق(دروغگو) می باشد و اعتقادی به نبوت خود ندارد
اما اگر با فرزندان و جگر گوشه های خود پا به این میدان بگزارد و هر نوع جلال و مادیات را از خود دور سازد و رو به درگاه الهی داشته باشد معلوم می شود که پیامبری راستگو است که با اعتقاد کامل به نبوت خویش نه تنها از جان خویش گذشته ، بلکه حاضر است عزیزتزین نزدیکان خویش را در راه خدا فدا سازد.سرانجام روز مباهله فرا رسید و طبق تصمیم قبلی قرار بود ، پیامبر و نمایندگان نجـران مراسم مباهله را در نقطه ای خارج از شهر مدینه و در صحرا انجام دهد صبح روز مباهله گروه زیادی از انصار و مهاجر آمده بودند امام پیامبر از میان تمام مسلمانان ، یاران ، اصحاب و بستگان خویش فقط چهار نفر را انتخاب کرد تا در این حادثه تاریخی همراه خود شرکت نمایند و بر دعایش آمین گویند.علی بن ابی طالب علیه السلام،فاطمه الزهرا سلام الله علیها ،حسن و حسین علیهم السلام چهار تنی بودند که پیامبر را راهی می کردند چرا که نفوسی پاکتر و ایمانی استوارتر از این چها تن وجود نداشت.
ادامه دارد....
پير مرد مى گويد:
«بيمارى من از يك سرماخوردگى ساده شروع شد; كمتر از 25 روز به قدرى حالم بد شد كه در بيمارستان شهيد مصطفى خمينى بسترى شدم. نمى توانستم غذا بخورم و پزشكان مرا به وسيله سِرم و دارو زنده نگه داشته بودند.
روزى يكى از فاميل ها به عيادتم آمد. او وقتى رفت، ديدم كه سيدى بزرگوار وارد اتاق ما شد. اتاق سه تخته بود. آقا روبروى تخت من ايستاد و فرمود: چرا خوابيده ايد؟
گفتم: بيمار هستم. قبلا مريض نبوده ام. چند روزى است كه اين طور شده ام. آقا فرمود: فردا بيا جمكران!
صبح، وقتى دكتر براى معاينه آمد، گفتم: نمى خواهم معاينه ام كنيد! گفت: مسئوليت دارد. گفتم: خودم به عهده مى گيرم. اگر بميرم، خودم مسئول خواهم بود، ولى من خوب شده ام. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مرا شفا داد. دكتر خنديد و به شوخى گفت: امام زمان كه در چاه است.
پرستار خواست سِرم مرا وصل كند كه نگذاشتم. وقتى خانواده ام به ديدنم آمدند، گفتم: مرا حمام ببريد تا آماده رفتن به مسجد جمكران شوم!
قربانى اى تهيه كردم و به مسجد مشرف شدم. در بين راه مرتب توى سَرم مى زدم و آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را صدا مى كردم و از عنايت آن حضرت سپاسگزارى مى نمودم.
با اين كه مدتى بود كه گويى يك تكه سنگ در شكم داشتم و ميل به غذا نداشتم، امّا اشتهايم خوب شده و انگار سنگ از بين رفته بود. البته هنوز كمى در غذا خوردن مشكل دارم كه اميدوارم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شفايم دهد».
پس هرگاه , مساله رجعت امرى ممكن باشد, دليل بر اثبات آن , اجماع شيعه اماميه و اتفاق آرا آنان بر اين مساله است .
و اتفاق آرا شيعه حكايت از راى معصوم دارد كه هر آينه حق و صواب است .
برخى رجعت را تاويل برده , مى گويند: مقصود از آن , بازگشت دولت حق , و حاكم شدن دين خدا بر خلق است , نه رجعت اشخاص پس از مرگ .
ايـن گروه از شيعه از اين رو دست به چنين تاويلى زده اند كه نتوانسته اند در مقابل انكار منكرين دليل قاطع اقامه كنند, و شبهات آنان را در زمينه ممتنع جلوه دادن رجعت جواب گويند.
بـايـد گـفت : رجعت تنها با روايات كه جنبه اخبار آحاد دارد ثابت نگرديده , بلكه باپشتوانه اجماع طائفه , اين امر به اثبات رسيده است .
چنين امرى , با اين صراحت , قابل تاويل نيست
عـلامه معاصر شيخ محمدحسين كاشف الغطا (متوفاى 1373 ه.ق ) در رد كسانى كه مساله رجعت را از اركان مذهب تشيع شمرده و بر آنان طعنه زده اند, مى گويد: عـقـيـده بـه رجعت , لازمه مذهب تشيع نيست , انكار آن زيانى ندارد, گرچه اين مساله براى آنان روشـن و بـديـهـى است , ولى ملازمه اى ميان تشيع و عقيده به رجعت وجودندارد... و اين مساله هـمـانـنـد برخى از اخبار غيبى مشهور است كه پيش از قيام قيامت صورت مى گيرد, مانند فرود آمدن حضرت مسيح علیه السلام , و ظهور دجال , و خروج سفيانى , و نظائر آن كه درباره نشانه هاى قيامت گفته اند.
اين گونه امور, ربطى به اساس تدين ندارد, و از ريشه هاى اسلام به شمار نمى رود,انكار آن موجب خروج از دين نمى گردد, و نيز اعتراف به آن , صرفا موجب دخول در دين نمى باشد.
در تیرماه 1372 اولین پیوند قلب ایران در تهران انجام شد.
بهرام گور اولین سراینده شعر فارسی بهرام گور بود.
بزرگ ترین کتاب حدیثی شیعه بحار الانوار نام دارد.
سجده نزدیکترین حالت نمازگزار به خداوند متعال است.
واقعه ی عاشورا در شهریور ماه اتفاق افتاده.
ام وهب(قمر) تنها زن شهید کربلا بوده است.
انسان به اندازه 7قالب صابون در بدن خود چربی دارد.فسفر بدن انسان به اندازه ای است که بتوان2100 کبریت با آن ساخت.
اولین کتابخانه در ایران در سال 1305 و در رشت تاسیس شد.
جعفر کذاب نزد معتمد عباسى خليفه وقت رفت و گزارش داد كه برادرم امام عسكرى عليه السلام پسرى دارد و او بر جنازه پدرش نماز خواند (امام عسكرى عليه السلام براى حفظ فرزندش حضرت حجت (عج ) از دشمنان ، تولد او را به كسى نفرموده بود.) خليفه ، صد ماءمور به فرماندهى شخصى بنام ((رشيق )) به خانه امام عسكرى عليه السلام فرستاد و به او دستور اكيد داد كه برو به خانه امام عسكرى عليه السلام همه حجره ها را جستجو كن ، بى آنكه اجازه بگيرى وارد خانه شو.
رشيق با ماءمورين به خانه امام عسكرى عليه السلام آمدند و همه حجره ها را گشتند تا به آن حجره كه در آن پرده سفيد آويزان بود رسيدند، پرده را بلند كردند دريائى آنجا ديدند كه در وسط آن ، كودكى سجاده انداخته و نماز مى خواند، رشيق بيكى از ماءمورانش دستور داد كه برو، و آن كودك را بگير. آن ماءمور تا به سراغ كودك آمد در ميان آب غرق شد.
رشيق به ديگرى دستور داد، ديگرى وقتى خواست به طرف كودك رود در آب غرق شده با فرياد بلند تقاضاى كمك كرد، او را نجات دادند، حضرت با كمال وقار نماز را تمام كرد و سپس در پيش روى ماءموران از حجره بيرون آمد. ماءموران گويا چوب خشكى شده بودند. اصلا نتوانستند كوچكترين آسيبى به كودك كه حضرت حجت (عج ) بود برسانند.
همين موقع بود كه حضرت مهدى عليه السلام غايب شد و غيبت صغرى به وقوع پيوست .
نمایندگان نجران: اگر منظور شما از اسلام همان ایمان به خدای یگانه جهان است ، ما قبلاً به او ایمان آورده و به احکام او عمل می نماییم.
پیامبر اسلام صل الله علیه و آله: اسلام علائمی دارد و برخی اعمال و رفتار شما به دور از احکام اسلام است.شما می گویید خدا را پرستش کنید ولی صلیب ها را می پرستید ، از خوردن گوشت خوک پرهیز نمی کنید و معتقدید خداوند فرزند دارد!
نمایندگان نجران:او خدای ماست چون مردگان را زنده کرد،بیماران را شفا داد و از گِل پرنده ای ساخت که به پرواز درآمد.
پیامبر اسلام صل الله علیه و آله: نه! او بنده و مخلوق خداست.به خواست خدا او در رحم مریم قرار گرفت، و این قدرت و توانایی را هم خدا به او داد.
نمایندگان نجران:او فرزند خداست چون مادر او مریم ،بدون این که با کسی ازدواج کند،او را به دنیا آورد ، پس باید خدا پدر او باشد.
در این هنگام فرشته ی وحی بر پیامبر نازل شد و به او گفت که به آنها بگویید:«اِنَّ مَثَلَ عیسیَ عِندَالله کَمَثَلِ ادَمَ خَلَقَهُ مِن تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُن فَیَکونُ 1»
(یعنی : حکایت عیسی نزد خدا همچون حکایت آدم است که او را از خاک آفرید، سپس به او گفت:باش،پس وجود یافت.) اگر مسیح بدون پدر به دنیا آمد،جای تعجب نیست و دلیلی بر فرزندی خدا یا عین خدابودن نمی باشد، زیرا موضوع آفرینش آدم ، از این هم شگفت انگیز تر است چون او بدون پدر و مادر به دنیا آمد.هر کاری در برابر اراده حق ، سهل و آسان است و کافی است بفرماید:موجود باش،آن هم موجود می شود.اما نمایندگان نجران باز هم زیر بار کلام حق نرفتند پاسخ های محکم پیامبر را قانع کننده ندانستند.لذا پیشنهاد دادند که در وقت معینی با یکدیگر مباهله کنیم و بر دروغگو نفرین بفرستیم و از خدا بخواهیم که دروغگو را هلاک سازد.در این هنگام آیه مباهله از طرف پیک حق بر پیامبر نازل گردید و او مامور شد تا با کسانی که با او مجادله می کنند و کلام گویای الهی را پس می زنند و به مباهله برمی خیزد و از همین آیه نیز استفاده می شود که پیشنهاد مباهله از پیامبر اسلام صل الله علیه و آله بوده است. خداوند به پیامبرش فرمود:«فَمَن حاجَّکَ فیهِ مِن بَعدِ مَا جَاءَکَ مِنَالعِلمِ فَقُل تَعَالَوا نَدعُ اَبناءَنا وَ ابناءَکمٌ وَ نِسَاءَنَا وَ نِساءَکُم وَ اَنفُسَنا وَ اَنفُسَکُم ثُمَّ نَبتَهِل فَنَجعَل لَّعنَتَ عَلیَ الکَذِبِین 2»
یعنی هرگاه بعد از علم و دانشی که[درباره ی مسیح] به تو رسید،[باز] کسانی با تو به محاجه و ستیز بزخیزند، به آنها بگو:بیایید ما فرندان خود را دعوت کنیم،شما هم
فرزندان خود را ،ما زنان خویش را دعوت می کنیم،شما هم زنان خود را ، ما از نفوس خود دعوت می کنیم،شما هم از نفوس خود ،آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.
-----------------------------------------------------
1: سوره آل عمران، ایه ی59
2: سوره آل عمران، ایه ی61


